در سال 1899، سوئد اولین تجهیزات ذوب القایی جهان - یک کوره القایی را تولید کرد. در دهه 1930، کوره های القایی به طور گسترده ای برای ذوب فلزات سیاه و غیرآهنی استفاده می شد. پس از جنگ جهانی دوم، عصر کوره های القایی فرکانس قدرت پدید آمد. کوره های فرکانس قدرت به دلیل قابلیت اتصال مستقیم به شبکه برق اصلی 50 هرتز یا 60 هرتز، دوره ای از توسعه سریع را به عنوان تجهیزات ذوب در صنعت ریخته گری تجربه کرده اند. به تدریج جایگزین کوره بلند، کوره گاز و کوره نفت شد.
ذوب القایی در دهه 1980 با توسعه فناوری منبع تغذیه فرکانس متغیر استاتیک به پیشرفت های قابل توجهی دست یافت. با معرفی فناوری تریستور، راندمان تبدیل فرکانس کورههای القایی از 60% -80% به 97% -98% افزایش یافته است و در عین حال به قابلیت اطمینان عملیاتی و نرخ راهاندازی بالاتری دست یافته است. در مقایسه با کوره فرکانس توان، چگالی توان کوره فرکانس متوسط حدود سه برابر کوره فرکانس قدرت است و نیازی به مایع باقیمانده یا کاهش توان در طول فرآیند ذوب نیست که می تواند عملکرد توان ثابت را تضمین کند.
در سالهای اخیر، توسعه سریع صنایع پایین دستی مانند قطعات خودرو، ماشینآلات، انرژی پاک و هوافضا منجر به افزایش تقاضا برای ریختهگری شده و در نتیجه تقاضای بازار برای کورههای القایی رو به افزایش است. در مقایسه با کوره بلند، کوره القایی فرکانس متوسط ترکیب شیمیایی و دمای آهن مذاب قابل کنترلی دارد و مواد مضر کمتری مانند محتوای گوگرد و گرد و غبار سرباره در آهن مذاب تولید میکند و آن را از نظر انرژی کارآمدتر و سازگار با محیط زیست میکند. در حال حاضر، اساساً به عنوان یک تجهیزات ذوب استاندارد در کارگاه ریخته گری جایگزین کوره بلند شده است.


